
بروزرسانی: [Post_Date_Update: 1]
خسته شدم بس که دلمبا دلتنگی آشنا شدبس که هر شب اسم توبیهوا تو صدام جا شدخسته شدم از خودماز اینکه هی وانمود کنم خوبماز اینکه تو خاطرههاهنوز کنارم نشستی، اما دورمخسته شدم بس که دلمتو گلدونِ شکسته موندنه بارون به دادش رسیدنه کسی فهمید چی خوند




















