درگیر عشق تو شدم تو که خوابو خیال شبامی

درگیر عشقِ تو شدم، تو که خواب و خیالِ شبامی
بیتابِ خندههاتم هنوز، وقتی نیستی کجامی؟
هر چی گذشت با تو گذشت، هر چی نگذشت، حسرت شد
من ماندم و دنیای دل، تو که آرامِ خلوتمی
یه لحظه بیتو، بینفس، مثل صد سال میگذره
برگرد که بیتو خستم از این سیاهروزی شامِی
هر چی بگویم از دلم، کم است برای بودنت
تو معنیِ بودنِ منی، تو که خواب و خیالِ شبامی
0 — (0 توسط 0 نفر)
ارسال نظر
نظرات کاربران